تبليغاتX
بهشت خوبان

 

 

بهشت خوبان

اعتراض جانبازان به یک همایش نمایشی

عصر دیروز شهرداری تهران در سالن فرهنگی اجتماعی خانه مشق خیابان استاد معین همایشی با عنوان اثرات و آلودگی هوابر جانبازان شیمیایی برگزار کرد . این مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز و بنا بود سرود ملی کشورمان پخش شود که به دلایل خرابی بلندگو سرود پخش نشد .

مهندس هادی حیدرزاده، دبیر برگزاری همایش ، اولین سخنران این برنامه بود و علت برگزاری این همایش را بررسی مشکلات و محدودیت جانبازان شیمیایی در حوزه سلامت براثر آلودگی دانست و اینگونه عنوان کرد که شهرداری تهران برای رسیدگی به وضعیت جانبازان شیمیایی در شهر آلوده ای مانند تهران می خواهد برنامه هایی را به اجرا بگذارد و از این صحبت ها ...

سخنران بعدی سردار انصاری قائم مقام بنیاد شهید کل کشور بود که در کنار آقای بابائیان رئیس بنیاد شهید تهران بزرگ نشسته بود و با تشویق حضار که متشکل از جانبازان شیمیایی و خانواده هایشان و خبرنگاران بودند به پشت تریبون  آمد و در مورد خدمات بنیاد شهید و برنامه های آتی این بنیاد سخنانی ایراد فرمودند .

سخنرانی انصاری برای حضار بسیار خسته کننده بود و این را می توان از چهره های خواب آلود جانبازان و سرفه های پی در پی آنان دریافت کرد . اما صحبتهای انصاری با دیگر سخنرانان مقداری تفاوت داشت و آن این بود ،  به جای اینکه لب به طعنه بگشاید و دولت را تخریب کند از زحمات دولتمردان و خدمات آنها در این عرصه تشکر و قدردانی کرد و عملکرد دولت برای بهتر شدن وضعیت جانبازان را حقیقتا ارزشمند عنوان کرد .

بله صدایی که از هر گوشه به گوش میرسید صدای سرفه های  شدیدی بود که از سینه سربازان حضرت روح الله بر می خواست ، صدای خس خس نفسهای آنان به راحتی به گوش می رسید ، بسیاری از جانبازان با کپسول های اکسیژن خود به آنجا آمده بودند .

 

بعد از سخنرانی قائم مقام بنیاد شهید کلیپی کوتاه از زندگی بعضی جانبازان شیمیایی به نمایش گذاشته شد که وقتی به چهره جانبازان شیمیایی و همسرانشان نگاه کردم اشک از صورت آنها روان بود ، من نمیدانم این فیلم را چرا برای این عزیزان پخش کردند ؟ آنها که درد چشیده هستند . مسئولین حاضر هم که از این فیلم ها و یا بهتر بگویم هر روز با این افراد سرو کار دارند ، به چهره مسئولین هم نگاه کردم  اما هیچ تغییری در چهره آنان با دیدن این کلیپ ایجاد نمی شد می دانید چرا ؟ حال درد کشیده را درد چشیده می داند و بس .

در قسمتی از فیلم جانباز  و شاعر دفاع مقدس حاج رحیم چهره خند اشعاری را که بارها و بارها با گوش خودم از او شنیده بودم را خواند ، اشعاری که هر بیتش بزرگی و رشادت رزمندگان و جانبازان ایران اسلامی  را به رخ همگان می کشید .

هوای محیط سالن بسیار نامطبوع  می باشد و ما که از نظر جسمی سالم بودیم به سختی نفس می کشیدیم وای به حال جانبازان شیمایی ، صدای سرفها همچنان به گوش می رسد و لحظه به لحظه بیشتر می شود .

جانبازی برای گفتن مشکلی که داشت خود را به ردیف جلو می رساند و در مقابل مسئولین بنیاد شهید زانو می زند و مسئولین بنیاد در حین پخش کلیپ و در تاریکی نسبی سالن مشغول به رسیدگی می شوند .

اما در این میان هر چه به دنبال مدیر کل روابط عمومی بنیاد شهید آقای سیاوش ره پیک  می گردم او را نمی یابم ، بعد از پرسجو با خبر می شوم ایشان به سفر حج مشرف شده اند ، یادم می آید ایشان سال گذشته هم حج تشریف داشتند و باز به یاد می آورم که رئیس جمهور محترم به مسئولین دولتی امر فرموده بودند که هیچ مسئولی بیش از یک بار نمی تواند به حج مشرف شود ؟ حال ایشان با چه توجیهی  و با چه  سهمیه ای به این سفر الهی  رفته اند الله اعلم . ؟البته مسئولین خدمتگزار و پیگیر می توانند رد سهمیه حج ایشان را از سایت منتسب به بنیاد شهید ( حیات ) بگیرند .

سخنرانان یکی پس از دیگری به روی سن آمدند ، اما سخنرانی که صحبتهایش برایم بسیار جالب بود  خانم معصومه ابتکار عضو شورای شهر تهران بود از آنجایی که با سابقه و اندیشه خطی ایشان با خبرم حدس می زدم چه چیز هایی در پشت تریبون خواهد گفت و همانطور هم شد .

خانم ابتکار در سخنرانی خود از مترو و مشکلات پیش آمده  بین دولت و شهرداری صحبت کرد که جای بسی تامل است و در ادامه عرایضشون تا توانست دولت را متهم و آن را ناکار آمد جلوه داد و اصلا هیچ اشاره ای به مشکلات جانبازان شیمیایی و برنامه های شورای شهر برای حل مشکلاتجانبازان نکرد و اصلا معلوم نبود هدف از دعوت ایشان چه بود . ؟؟؟

و فقط می توان اینگونه حضور ایشان را ارزیابی کرد ، که حضور ایشان بهانه ای بیش برای تخریب وجهه و زحمات دولت پرتلاش نبود .

در ادامه برنامه  نوبت به تجلیل از جانبازان شیمیایی  رسید اما این تجلیل حاشیه هایی در پی داشت که در جای خود خواندنی است .

در حین تجلیل همسرجانباز شیمیایی  امید بیگی  حاضر در مراسم با صدای بلند به مسئولین اشاره کرد و گفت : اگر بنا بر این است که تجلیل از جانبازان شود چرا از همه تجلیل نمی کنید ، همسر من هم جانباز شیمیایی است  و حیدر زاده در جواب گفت : به علت کمبود جا ما نمی توانیم همه را دعوت کنیم و کسانی که برایشان دعوت نامه ارسال شده ، هدیه آنها که یک هزینه سفر به حج  میباشد برایشان ارسال می شود .

در ادامه جانبازان حاضر یکی پس از دیگری ایستادند و از مشکلات خود و بی توجهی بنیاد شهید و دیگر ارگانها  نسبت به آنها در اموری مانند تهیه دارو و غیره  سخن گفتند . که مهندس حیدر زاده  دبیر همایش اعلام کرد تهیه دارو و مشکلات شما هیچ ارتباطی به شهرداری ندارد . سوالی که برایم پیش آمده این است اگر بازگو کردن مشکلات جانبازان ارتباطی به شما ندارد پس هدف از برگزاری این همایش چه بود ؟ چرا با بودجه بیت المال که  بخشهایی از آن توسط همین جانبازان به دست آمده  مراسم می گیرید ؟ آن هم مراسمی که هیچ نفع و سودی برای این جانبازان که حتی از نفس کشیدن سالم محرومن ندارد.

 یکی از جانبازان 70 درصد ( آقای کامران ) وقتی به روی سن آمد رو کرد به مسئولین و گفت : شما نمی خواید به فکر تجلیل از جانبازان باشید فکری برای محیطی کنید که در آن ، این برنامه را برگزار کرده اید که نمی توان در آن نفس کشید . در قسمتی از برنامه گروهی برای اجرای سرود محلی به روی سن آمدند که درست تقارن پیدا کرده بود با اذان مغرب ، این برنامه کمی شبیه به مجلس رقاصی بود که باعث شد بعضی از جانبازان صدایشان در آید و بگویند : الان وقت اذان است این چه برنامه است  و مجلس را ترک نمایند ، و اینکه به گفته دوستانی که این صحنه را دیدند مسئولین بنیاد شهید هم مجلس را ترک می کنند  .  در پایان مراسم بنا بود بیانه ای قرائت شود که متاسفانه به دلیل جو متشنج برنامه آن هم کنسل شد .



۱۳ آبان سال ۸۸ روز بیاد ماندنی برای من ...

این مطلب به علت هرزه گویی بعضی افراد مغرض متاسفانه حذف میشود .

متاسفانه نمی دانم با افراد کج فهم  و معاند چگونه برخورد باید بکنم .؟؟؟

به کوری چشم دشمنان ایران اسلامی

رهسپاریم با ولایت تا نابودی دشمنان ایران اسلامی



خادم ملت در میان زائران رضا(ع)

خیلی وقته در ایام ولادت و شهادت ائمه معصومین نه مطلب می نوسیم ، نه عرض تبریکی . اما امروز بعد یک سفر بسیار خسته کننده اما در عین حال معنوی و با ارزش ، دوست دارم نوشته ای کوتاه به رسم یادگاری از سفرم به مدینه علی ابن موسی الرضا (ع) که خوشبختانه با سفر دکتر محمود احمدی نژاد به مشهد تقارن داشت بنوسم .

سه روز قبل از سفر به مشهد پای تلویزیون نشسته بودم که سیما تصاویری از حرم حضرت رضا(ع) را پخش می کرد دلم خیلی گرفت و حوس پابوسی امام رضا (ع) توی سرم غوغایی به پا کرد و هی در قلبم به حضرت می گفتم آقاجون میشه ما رو هم بطلبی ...

فرداش اومدم محل کار که بهم گفتن با رئیس جمهور باید بری مشهد ، اصلا باورم نمیشد ، خب خبر مشکلات و دشواری سفر با آقای احمدی نژاد را از خیلی دوستان شنیده بودم اما تجربه اش برایم جالب بود که اینهایی که می شنیدم راست است یا دروغ .البته من در اینجا فقط به بخش ورود دکتر به مشهد می پردازم . اما حقیقتا سفر با رئیس جمهور ایران کار بس دشواری است .

در اینجا لازم است عرض کنم به دلایلی از وارد شدن به جزئیات سفر امتناع می کنم و بخشهای کوتاهی را شرح وار برایتان نقل میکنم .

صبح روز ۷ آبان خودم را به محل قرار رسوندم خیلی از دوستان حضور داشتند بچه ها دو دسته شدند ، یک سری با هواپیمای دکتر راهی می شدند یک سری هم با یک هواپیمای دیگه ، که من با سری دوم راهی شدم ...

وقتی رئیس جمهور از پلکان هواپیما پایین آمد همه مسئولین استان در آنجا حاضر بودند و قرزند شهیدی با در دست داشتن دسته گلی به استقبال ریاست جمهور آمد و متنی را به رسم خیر مقدم قرائت کرد .

ساعت ۸ صبح  به همراه رئیس جمهور وارد خیابانهای شهر مشهد شدیم . مثل اینکه مسیر استقبال از فلکه لوزی شروع می شد و از مسیر فرودگاه تا فلکه لوزی از جمعیت خبری نبود . بسیاری از مردم به هر طریقی بود خود را به مسیر عبور اسکورت که تحت حفاظت نیروی انتظامی بود رسانده بودند .که با حواشی جالبی روبرو شدیم .

در مسیر،مردمی که در لاین مخالف جهت حرکت ما بودند خودرو خود را در کنار خیابان پارک می کردند و برای اینکه رئیس جمهور را ببینند به این سمت می آمدند . بعضی افراد هم پیاده و به حال دویدن خود را به خودرو رئیس جمهور رسانده و یا نامه ای به دست رئیس جمهور می دادند یا او را غرق بوسه می کردند و به حمایت از احمدی نژاد شعار سر می دادند . پیر زنی لنگان لنگان خود را به خودرو رئیس جمهور رساند و با فریاد رئیس جمهور را صدا میزد وقتی آقای احمدی نژاد متوجه وی شد به مسئولان حفاظت دستور توقف داد و با پیر زن مشغول گفتگو شد .

               

پسر بچه ای که لحظاتی پس از خروج خودرو رئیس جمهور از فرودگاه با در دست داشتن پرچم کشورمان به دنبال خودرو می دوید به دستور آقای احمدی نژاد سوار خودرو شد و دقایقی همچنان پرچم به دست همراه خودرو رئیس جمهور بود .

 

در حین حرکت اسکورت آقای احمدی نژاد یک نفر با پرچم کشورمان خود را جلوی خودرو انداخت و فریاد می زد احمدی به شهر ما خوش آمدی و با شادی فریاد می زد الهی فدات بشم ... که حتی محافظان دکتر به خنده افتاده بودند .

موتور سواری به همراه خانواده اش به استقبال آمده بود . البته خودش می گفت من اصلا نمی دانستم آقای رئیس جمهور می آید مشهد و ناخود آگاه متوجه این شلوغی شدیم و آمدیم ببنیم چه خبر است . به او گفتم حرکت کن برو هوا سرده ، خانواده ات اذیت می شوند و در پاسخ گفت فدای سر احمدی نژاد کدوم سرما ...

     

وقتی وارد خیابان اصلی منتهی به حرم وارد شدیم جمعیت انبوهی به چشم می خورد و استقبال کنندگان شعارهایی که از بلند گوهای مسیر حرکت می شنیدن شعار می دادند . زمانی که خودرو در مقابل حرم مطهر قرار گرفت دکتر احمدی نژاد با گذاشتن دست بر روی سینه به سمت حرم مطهر سلام کرد و برای لحظه ای دستانش را در مقابل چشمان خود قرار داد و گریه اش گرفت .

کارگران مشغول به کار یکی از هتل های بزرگ مسیر حرکت از بالای برج برای دکتر احمدی نژاد دست تکان می دادند که رئیس جمهور با تکان دادن دست برای آنها به احساسات آنها پاسخ داد .

         

سیل استقبال کننده بدون توجه به هشدار نیروی انتظامی از حلقه نیروهای حفاظت گذشته و به دنبال خودرو رئیس جمهور می دویدند .

 



فرياد "بهشتي دروغگو"، عليرضا بهشتي را از نمايشگاه مطبوعات فراري داد

عليرضا بهشتي نيز كه عصر امروز به سبك مهدي كروبي قصد بر هم ريختن نظم نمايشگاه را داشت، به فاصله كمتر از 15 دقيقه پس از ورود به نمايشگاه مجبور به فرار شد.

             

(عكس: علي مختاري)

به گزارش رجانيوز، عليرضا بهشتي ساعت 16:45 وارد شبستان مصلي تهران محل برگزاري نمايشگاه مطبوعات شد و تعدادي از افراد شعار "صل علي محمد بوي بهشتي آمد"، "مرگ بر ديكتاتور"، "جنبش سبز آماده قيام است" سردادند و نظم نمايشگاه مطبوعات را برهم زدند.

              

بهشتي سپس به غرفه روزنامه اعتماد رفت و در حالي كه تعدادي از افراد در حمايت از وي شعار سر مي‌دادند، جمع زيادي از بازديدكنندگان با تجمع مقابل غرفه اين روزنامه شعار "بهشتي دروغگو"، "بهشتي ننگ بهشتي شدي"، "دروغگو حيا كن، مصلي رو رها كن"، "دروغگو برو بيرون"، "دروغگو، دروغگو، 72 كشته‌ات كو"، "مرگ بر سيد امريكايي"، "بي‌بي‌سي، موسوي، پيوندتان مبارك" سردادند كه موجب شد وي در ميان حفاظت نيروهاي انتظامي از نمايشگاه مطبوعات فرار كند.

            

در حالي كه عليرضا بهشتي از نمايشگاه خارج شده بود، تعداد زيادي از بازديدكنندگان به نشانه اعتراض به برهم زدن نظم نمايشگاه از سوي بهشتي و تعداد معدودي از طرفدارانش، براي دقايقي شعارهاي "مرگ بر ضد ولايت فقيه"، "خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست"، "واي اگر خامنه‌اي حكم جهادم دهد"، "ماشاءالله، حزب‌الله سردادند" در حمايت از انقلاب اسلامي و رهبري سر دادند.

اين جمعيت در حالي كه در مقابل برهم زنندگان نظم نمايشگاه مانور وحدت دادند، با رسيدن به مركز نمايشگاه با دعا و صلوات به تجمع خود پايان دادند.

روز جمعه نيز مهدي كروبي با حضور در نمايشگاه اقدام به اخلال در نظم كرده بود كه با شعار "مرگ بر منافق" بدرقه شد و نتوانست بيش از 20 دقيقه در نمايشگاه بماند.
http://www.rajanews.com/Detail.asp?id=38619



كروبي با شعار "مرگ بر منافق" به بيرون از نمايشگاه رانده شد

كروبي با شعار "مرگ بر منافق" به بيرون از نمايشگاه رانده شد/ محافظان كروبي اسلحه كشيدند

مهدي كروبي عصر امروز (جمعه) در حالي كه با شعارهاي "درود بر كروبي" عده‌اي از همراهانش به نمايشگاه مطبوعات وارد شده بود، با شعار "مرگ بر منافق" عده ديگري از بازديدكنندگان به بيرون از نمايشگاه هدايت شد.

(عكس از سيد هادي كسايي)

به گزارش رجانيوز، مهدي كروبي ساعت 15 با جمعي از اطرافيانش وارد نمايشگاه مطبوعات در شبستان مصلي تهران شد و شعارهاي "درود بر كروبي"، "كروبي زنده باد موسوي پاينده باد"، "يا حسين ميرحسين" از سوي برخي هوادارانش همراهي شد.

با اين حال، وي هنوز يك‌سوم از مسير نمايشگاه را بيشتر طي نكرده بود كه با رسيدن به بخش روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها، با شعار "مرگ بر منافق" عده زياد ديگري از بازديدكنندگان نمايشگاه مواجه شد.

اين جمعيت با سردادن شعارهاي ديگري مانند "منافق برو بيرون"، "حروم خور برو بيرون" و "مرگ بر دروغگو" موجب تغيير مسير كروبي شدند و وي را تا بيرون از نمايشگاه با همين شعارها همراهي كردند، به طوري كه كروبي بيش از 15 دقيقه نتوانست در نمايشگاه بماند.

تعدادي از افرادي كه در حمايت از كروبي شعار مي‌دادند به برخي غرفه‌ها صدمه زدند.

در بيرون از محوطه نمايشگاه محافظان كروبي اقدام به تيراندازي هوايي كردند و از شوكر براي پراكنده كردن مخالفان وي استفاده كردند.

پس از اخراج كروبي از نمايشگاه، تعدادي از افراد با حركت به سمت طبقه فوقاني نمايشگاه شعارهايي سردادند اما پس از آنكه به سمت طبقه پايين حركت كردند، تعدادي از بازديدكنندگان با سردادن شعارهاي "مرگ بر منافق"، بسيجي واقعي نورعلي شوشتري"، "مرگ بر ضد ولايت فقيه" ادامه پروژه اغتشاش در نمايشگاه را ناكام گذاشتند.

برای دیدن عکسهای دیگر اینجا را کلیک کنید .

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=38514